ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

144

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

و اعمال نيشابور به نام ارسلان خطبه خواند و نام خود را نيز بعد از نام او بياورد . در جرجان و دهستان خطبه به نام خوارزمشاه ايل ارسلان بن اتسز بود و پس از نام او نام امير ايتاق را در خطبه مىآوردند و در مرو و سرخس و بلخ كه به دست غزان بود - جز هرات كه در فرمان امير ايتكين بود و او نيز با غز مصالحه كرده بود - به نام سلطان سنجر خطبه مىخواندند و مىگفتند « اللهم اغفر للسلطان السعيد سنجر » و پس از اين عبارت نام اميرى را كه بر آن بلاد فرمان مىراند مىآوردند . و اللّه تعالى ولى التوفيق . راندن تركان قارغلى از ما وراء النهر خان خانان چينى ، حكومت بخارى و سمرقند را به خان جعفرى خان بن حسن [ 1 ] تكين تفويض نمود . او از خاندانهاى ديرينهء فرمانروايى بود . در سال 557 نزد او پيام فرستاد كه تركان قارغلى را از قلمرو خويش به كاشغر براند تا در آنجا به امور زراعت و حرفه‌هاى ديگر بپردازند . تركان قارغلى از رفتن به كاشغر امتناع كردند و چون تحت فشار قرار گرفتند ، گرد آمدند و به بخارا راندند . در اين ايام جغرى خان به سمرقند رفته بود . مردم بخارا با تركان به ظاهر مصالحه كردند و ايشان را سرگرم نمودند تا جغرى خان از سمرقند بيامد و بناگاه بر تركان قارغلى تاخت و ريشهء ايشان را بركند . و اللّه تعالى اعلم . استيلاى سنفر بر طالقان و غرجستان در سال 559 امير صلاح الدين سنقر از مماليك سنجرى بر بلاد طالقان دست يافت و بر غرجستان پى در پى حمله كرد تا آن را به تصرف آورد و همهء آن نواحى با همهء قلاع و حصنهاى آن را در دست گرفت و با امراى غز مصالحه كرد و بر ايشان باژ و ساو فرستاد . كشته شدن فرمانرواى هرات فرمانرواى هرات امير ايتكين بود و ميان او و غزان دوستى و پيمان بود . چون غزان پادشاه غور محمد بن الحسين را كشتند - چنان كه در اخبار او آمده بود . ايتكين در بلاد غور طمع كرد و سپاهى گرد آورد و در ماه رمضان سال 559 آهنگ بلاد غور كرد . مردم غور با او نبرد كردند و منهزمش ساختند و او خود در معركه كشته شد . غزان به هرات راندند فرمانرواى هرات مردى به نام اثير الدين بود . غوريان متهمش كردند كه به غزان گرايش دارد . پس او را كشتند و ابو الفتوح على بن فضل اللّه طغرائى را بر خود امير ساختند . سپس نزد مؤيد اىابه كس فرستادند و به او اظهار اطاعت نمودند . مؤيد غلام خود سيف الدين تفكر را با لشكرى به غور

--> [ ( 1 ) ] متن : حسين .